مقاله های زیررا طی سالیان زیاد با تلاش های شبانه روزی توانستم با زبانی ساده ، برای شما عزیزان جمع آوری کنم.
بعل کادمون در کتاب جادوی جن به بررسی ماهیت، تواناییها و نحوهی ارتباطگیری با «اجنه» پرداخته است. با بهکارگیری تکنیکهایی که این اثر در اختیار شما قرار میدهد، میتوانید جن را مطیع دستورات خود کنید.
درباره کتاب جادوی جن:
و در حقیقت، انسان را از گِلى خشک، از گِلى سیاه و بدبو، آفریدیم. و پیش از آن، جن را از آتشى سوزان و بىدود خلق کردیم. (قرآن کریم، آیه 26 و 27 سوره حجر)
برای بسیاری از انسانها یکی از ترسناکترین تصورات، فکر کردن به ارتباط با دنیای ارواح است. اما حقیقت این است که جهان ما تحت احاطهی موجودات فراطبیعیست و همین امر عنصری جادویی را به وجودمان میافزاید. بعل کادمون (Baal Kadmon) این بار در کتاب جادوی جن (Jinn Magick) به سراغ موضوعی پویا رفته که با نوشتههای قبلیاش تفاوت دارد. او از موجودات معنویای سخن میگوید که تأثیر شگرفی بر زندگی ما میگذارند: جنها…
جنها موجوداتی فراطبیعی هستند که نه در گروه فرشتگان قرار میگیرند و نه دقیقاً در زمرهی شیاطین. آنها متعلق به طبقهای مجزا هستند و موازی با انسان حضور دارند. این موجودات آنقدر با زندگی ما در هم تنیدهاند که نمیتوان روزهای خود را بدون تعامل با آنان سپری کرد. گرچه ممکن است بعضی از اجنه نیات بدی داشته باشند، اما بسیاری از جنها نیز «خوب» هستند. انسان و جن شباهتهای بسیاری به یکدیگر دارند و با این حال تواناییهایی دارند که ما فاقد آنها هستیم. خبر خوب اینجاست که ما با انجام یکسری مناسک و افزایش آگاهی و اطلاعات خود در این باره، میتوانیم جنها را مهار کنیم و مطیع دستورات و خواستههای خود سازیم.
انواع جنها، ماهیت آنها و نحوهی پیوندشان با انسان از جمله مواردیست که در این کتاب خواندنی با آنها آشنا میشوید. این اثر اولین بار در سال 2015 منتشر شد و مخاطبان کتابهای ماوراءالطبیعه را شیفتهی خود کرد. قبل از مطالعهی این کتاب باید به شما هشدار دهیم؛ اگرچه با مطالعهی کتاب جادوی جن میتوانید نوعی بر اجنه سلطه پیدا کنید اما باید بر آنچه که طلب میکنید، دقت کافی را داشته باشید. چرا که جنها هم مانند هر موجود ماوراءالطبیعی دیگری به مراقبت نیاز دارند و میتوانند شما را به شیوهای به خواستههایتان برسانند که ترجیح دهید هرگز به آن خواسته نرسیده بودید!
طبق داستان های کهن ، سال ها پیش در مناطق عثمانی، سلطان “خورافکل” تنها یک شبانه روز حاکم بود.
او جوانی خام بود و پس از به قدرت رسیدن ، در مراسم تاج گذاری همه ی مردم را دعوت کرد که تا 12 ساعت بعد در مراسم ازدواجش شرکت کنند و به جشن و پایکوبی بپردازند.
تنها یک ساعت قبل از مراسم ، سلطان “خورافکل” جسم بی جان همسرش را در اتاق استراحتش یافت که بر پیشانی او نماد های عجیب و غریبی وجود داشت.
پس از آن واقعه او همه ی خدمه ی عشقش را قتل عام کرد و دیگر هیچکس سلطان را ندید.
برخی محققان زمانه در یادداشت هایشان آورده اند که سلطان “خورافکل” به یک قاتل مجنون تبدیل شده بود و بیشتر دنبال به قتل رساندن تمامی کسانی شد که به علم خفیه تسلط داشتند.
او این کار را تا جایی انجام داد که فقط 13 نفر از اساتید ، باقی ماندند و هنگامی که برای کشتن فردی به نام استاد “کمبوران” اقدام کرد ، اتفاقی افتاد که فکرش را هم نمی کرد.
استاد ” کمبوران” از طلسمی قدیمی که برای جلوگیری از کسانی که غیر قابل کنترل بودند استفاده کرد. او سلطان “خورافکل” را محبوس کرد.
برخی از اساتید معتقدند که سلطانِ قاتل هیچ گاه آزاد نخواهد شد و برای همیشه در جایی نامعلوم محبوس است.
برخی دیگر معتقدند که ضد طلسم زمانی کار خواهد کرد که سلطان با هر روشی بتواند 13 نفر را در یک مکان مشخص ( نه در یک زمان مشخص) ، به قتل برساند ولی هیچ وقت معلوم نشد که اون مکان کجاست و چگونه می تواند موفق شود که این کار را انجام بدهد
البته لازم به ذکر است خیلی ها معتقدند که استاد “کمبوران” اورا در منطقه ای عجیب در کشور ایران حبس کرده است.
نظریه های بسیاری وجود دارد اما محتمل ترین نظریه این است که سلطان اگر به هر دلیلی بتواند یک فرد مذکر را به قتل برساند ، می تواند نصف روح خود را در آن فرد بدمد و کثل یک انسان کامل راه برود و صحبت کند.
پس از آن می تواند 12 نفر دیگر را با همان جسم نیمه دمیده شده از بین ببرد.
تنها زمانی می تواند خود را به صورت کامل آزاد کند که آخرین نفری که از آن 13 نفر به قتل می رساند ، فردی مونث باشد.
آنگاه نیمه ی دیگر روح او در جسم آخرین فرد که مونث است دمیده می شود و او می تواند آزاد شود.
سلطان زمانی که احضار می شود فقط 12 ساعت وقت دارد که 13 نفر رابه قتل برساند ولی جالب است بدانید که اگر در کار او وقفه بیوفتد مشکلی نیست . سعی می کنیم با یک مثال توضیح دهیم.
برای مثال سلطان در سال 1320 احضار شده است و توانسته جان 5 نفر را در طی 12 ساعتی که وقت داشته است، بگیرد.
کار او برای آزاد سازی تمام نشده است در نتیجه سلطان باز هم باید احضار شودتا تعداد قنل ها به 13 برسد.
بار دوم در سال 1390 احضار می شود 8نفر را به قتل می رساند. ( توجه داشته باشید که اولین نفری که در سال 1390 باید به قتل برسد ، فردی مذکر باشد که روح بتواند در آن دمیده شود)
حال سلطان آزاد است و این فاصله ی زمانی هیچ تاثیری ندارد.
برخی باستان شناسان با استفاده از دقیق ترین تجهیزات ، خط به خط این طلسم را ترجمه کردند و توانستند به ضد طلسم های زیر برسند اما نحوه ی استفاده از آن در این کتاب اشاره ای به آن نشده است.
برعکس -برادر-برد-بینا-بز-برف-بومرنگ-بختک
نور- نماد-نام-نهنگ-نوا-نمد-نمک-نقره
مرد- مادر-موش- میزبان -ماه- مرگ -مریض-محبت
اسب – اهریمن -اسباب -انگل – ارزان -اول – اسیر – انار
فردا – فرد- فوران – فوری – فضا -فولاد – فریاد -فراوان
سیب -سینه – سکه -سیل -سراب -سرکه -سیاه – ساحره
موش – مرز -مرد -مرگ -مادر-ماه – مریض – میزبان
آب -آتش -آخر -آسمان -آشیانه -آرامش -آهن -آزاد
خرافات -خراب – خورشید -خر – خنجر -خرید – خانه -خوشحال
نماد -نهنگ -نفر -نمد -نور -نوا -نقره – نمک
با تشکر از استاد خوبم که برای تهیه این مقاله من را راهنمایی و حمایت کرد .
برای اطلاعات بیشتر در مورد استفاده از ضد طلسم می توانید از لینک زیر استفاده کنید
https://www.dehkadeh-boardgame.ir/?page_id=7547&preview=true
مطالعات قرآنی و روایی درباره جن، حاوی مجموعهای از مقالات نگاشته شده درباره این مخلوق خداوند یکتا، یعنی همسایه ما انسانها، جنّ است که در قالب یک اثر واحد در اختیار عموم علاقهمندان گذارده شده است.
این کتاب توسط موسسه فرهنگی موعود عصر (عج) گردآوری شده و جن را از منظر روایی و قرآنی مورد بررسی قرار میدهد. کتاب “جن” از چند جهت نسبت به دیگر کتابها در این زمینه برتری دارد.
اولین علت برتری کتاب جن “مطالعات قرآنی و روایی درباره جن”، به دلیل منابع مورد استفاده یعنی قرآن و روایات که باعث میشود به طور کلی تفاوت خرافه و علم برای خواننده مشخص گردد. دومین امتیاز آن، جامعیت آن است. یعنی پس از خواندن آن، نیاز نیست به کتاب یا مقالهی دیگری برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنیم. چیزهایی که لازم است در رابطه با جن بیاموزیم در این کتاب آمده است.
سومین امتیاز جن مطالعات قرآنی و روایی درباره جن، به روز بودن مطالب آن با دوران آخرالزمان است. در دورانی که پر از دجالها و دروغ زنهاست، اگر کسی تفاوت معجزه و سحر را به ما نیاموزد، بسیاری از ما راه خطا را خواهیم پیمود.
«آیا باید از جن ترسید؟»، این عبارت، علاوه بر اینکه عنوان یکی از مقالات کتاب «جنّ» است، سوال خیلی از ماست. بسیاری از ما به خاطر وحشتی که در اثر شناخت نداشتن و رواج خرافه از اجنه و ماوراء الطبیعه داریم، از کنار مباحث اینچنینی رد نمیشویم. امّا واقعیت این است که ترس در اثر نداشتن شناخت است و مطالعه در زمینهی جن و ماوراء الطبیعه، انسان را نه تنها آگاه و آشنا به این محیط میگرداند بلکه باعث میشود که فریب دروغها و دروغ پردازیها را نخورد.
ابتلا به تفکّر مادّیگرایانه، اباحیگری فرهنگی و زندگی مدرن و تکنولوژیک، بشر را از مطالعه و تجربه عوالمی وسیع با تنوّع و تکثّر گستردهای از ساکنان و موجودات، محروم ساخته است؛ در حالی که این عوالم و ساکنانش به هیچ روی، نه تنها ارتباط خود را با ما نگسستهاند؛ بلکه پیوسته در سیر میان عوالم بر ما و حیات ما تأثیر داشتهاند.
هزاران عالم و هزاران نوع موجود زنده، ذی شعور، با درجات مختلفی از اختیار و اراده، چونان ما انسانها و موجودات منتشر در پهنه زمین، مخلوق خداوند حکیم و قدیری هستند که آفرینندگی و تدبیر خود را به نمایش گذاشته است تا جمله آفریدهها، عالیترین مراتب کمالی را طیّ کنند و در تعامل با هم، درباره آفریدگار هستی، حائز مدارجی از معرفت شوند و بر خداوندگاریاش اقرار آورند و خود را از پندار و گمان برهانند و دریابند که: یکی هست و هیچ نیست جز او، وحده لا اله الّا هو
انتظام جمله عوالم و موجودات و تجربه علم و حکمت آفریدگارشان خود اعتراف آشکاری بر این نکته است که برخلاف گمان برخی آدمیان، هیچ آفریدهای بیهوده و عبث خلق نشده؛ چنان که فرموده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؛ ما نیافریدیم جنّ و انس را الّا برای عبادت و بندگی و معرفت آفریدگار هستی.»
در میان این همه موجود و مخلوق، در همسایگی ما و در همین زمین و آسمان دنیا، موجودی مختار و صاحب اراده زیست میکند که به دلیل شفّافیت هیئت و هیکل، چونان بسیاری از آفریدهها از منظر دید ما پوشیده مانده است؛ در حالی که از حیث کثرت و تنوّع در نوع خود، به مراتب از انسانها پیشی گرفته است و در سطح گستردهای میان فرش الشّیطان تا عرش الرّحمان، پراکنده است. این موجود نیز چونان آدمیان بیکار ننشسته است و در کار جهان و جهانیان حضور و در تعامل با سایر آفریدهها در داد و ستد مستمر و دائمی است.
برخی در ایمان و تقوا، گاه گوی سبقت را از هزاران هزار انسان مدّعی شعور و آگاهی میربایند و برخی دیگر، در خدمت به ابلیس لعین، عنوان شیاطین جنّی را مدال افتخار خویش ساختهاند. از همین جاست که به رغم تصوّر جماعتی از انسانها، نمیتوان به انکار آنان نشست و نمیتوان حکمی ثابت را درباره جملگی آنان صادر کرد.
جنّیان، خواه در ولایت ولیّ خدا و خواه ولایت ابلیس، با ما و در کنار ما زندگی میکنند. در کار و بار فردی و جمعی ما مؤثّرند و حائز بسیاری از صفات زشت و زیبا هستند؛ در حالی که انسانها از روی جهالت و بیخبری، تنها تصویرگر چهرهای زشت و شیطانی از آنانند.
از آن جا که در شرایط سخت آخرالزّمان و با برطرف شدن بسیاری از موانع، باب تعامل بیشتری میان عوالم انسانی و جنّی مفتوح میشود، معرفت و آگاهی درباره این موجود، ضروری عصر ماست. ما را گریزی از شناسایی آنان نیست؛ امّا این شناسایی، تنها به شرط مراجعه به منابع متقن وحیانی و روایی صحیح حضرات معصومان (ع)، ممکن و میسور است؛ ورنه جعلیات و خرافات، پردههای میان ما و آنان را ضخیمتر میسازد.
کتاب جن مطالعات قرآنی و روایی درباره جن، حاوی مجموعهای از مقالات نگاشته شده درباره این مخلوق خداوند یکتا، یعنی همسایه ما انسانها، جنّ است که در قالب یک اثر واحد در اختیار عموم علاقهمندان گذارده شده است.
متأسفانه امروزه سیل شایعه ها و خرافه ها و نوشته ها در فضای مجازی و برخی کتاب ها و فیلم ها درباره جن موجب گردیده به جای افزایش اطلاعات و آگاهی مردم عادی و مسلمانان سنی و شیعه در این مورد، دانستنی های آنها با خرافات و توههمات در آمیزد و باعث گراهی و کج روی های بزرگ و فاحشی گردد که لازم است شفاف سازی شود.
نگارنده در بخش دیگری از مقدمه اثر می نویسد: هدف اصلی ما در این نوشتار اثبات وجود جن و آثار وجودی آنها و پیرایش اساطیر و افسانه هاست اما به دلیل شباهت ها و مناسبت های موضوع در لا به لای این مباحث از شیاطین جنی نیز به شکل گذرا سخن خواهیم گرفت تا تفاوت ابلیس با جنیان روشن گردد.
کتاب حاضر دربردارنده مطالب استدلالی و منقول درباره پدیده «جن» است و آگاهی خواننده را تا حد قابل قبولی افزایش می دهد و راه هایی برای تشخیص «وجود جن» از «توهم جن» پیشنهاد می دهد.
کیفیّت خلقت و آفرینش «جن»
ابوبصیر از امام صادق(ع) سؤال کرد خداوند متعال آدم را چگونه خلق کرد؟
امام صادق(ع) در جواب از این سؤال[قبل از بیان ذکر خلقت آدم، به بیان کیفیت خلق موجودات، از جمله جن قبل از خلقت انسان پرداختند و] فرمود:
وقتی خداوند متعال «آتش سَموم» را خلق کرد -که «آتش سَموم» آتشی است که نه حرارت دارد و نه دود-، از آن آتش، جانّ را خلق کرد.
و این معنای همین کلام خداوند است که در قرآن فرموده: «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ».
آنگاه آن جانّ را به نام «مارِج» نامید. سپس از جانّ، همسرش را به نام «مارجة» آفرید. آنگاه پس از آمیزش جانّ با همسرش، فرزند دیگری به نام جانّ، متولد شد. آنگاه از این جانّ فرزند دیگری متولد شد، که آن را جنّ نامید.
آنگاه از این جنّ، گروهها و طائفههای متعددی ایجاد شد که ابلیس ملعون هم از اینهاست.
آنگاه جانّ دائما در حال ایجاد فرزندان دختر و پسر بود، چنانکه جنّ نیز به همین طریق، در حال ایجاد فرزندان مذکر و مؤنث بود. تا اینکه تعداد آنها به نود هزار رسید. باز هم تولید مثل را ادامه دادند تا اینکه تعداد آنها به تعداد ریگ بیابانها شد.
آنگاه ابلیس(که از طایفه جن بود) با زنی به نام لهبا(دختر روحا)، از طایفه جانّ ازدواج کرد. نتیجه ازدواج آنها چندین فرزند دو قلو شد، ابتدا دو فرزند به نام بیلقیس و طونه، پس از آن، دو فرزند دیگر به نام شعلا و شعیله، سپس دو فرزند به نام دوهر و دوهره، بعد از آنها دو فرزند دیگر به نام شوظا و شیظه، سپس دو فرزند با نام فُقطُس و فُقطُسه متولد شد. و بعد از آنها نیز فرزندان شیطان ملعون، آنقدر زیاد شدند که دیگر قابل شمارش نبود.
اقسام و انواع جن
شکی در این نیست که میتوان با کمک از برخی اذکار و ادعیه و کارهای خاص که باعث آشکار شدن أجنّه میشود، صدای گفتگوی أجنه را شنید، و حتی آنها را دید. و این مطلب از امور قطعی است که از روایات بسیار زیادی استفاده میشود.
در روایاتی که معجزات پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه(ع) را نقل میکنند، حکایات و جریانات فراوانی در رابطه با دیدن و شنیدن صدای اجنه وجود دارد.
جنّ و شیاطین قدرت دارند که در حالات و مواقعی خاص، به صورت انسان نیز درآیند(که در آینده بیشتر خواهم گفت).
(منبع: کتاب عجائب الملکوت[بخش عجائب الجن]- نوشته عبدالله الزاهد)
اقسامی از جن که حضرت سلیمان(ع) به شکلهای مختلف دید
وقتی خداوند متعال، اجنه را به تسخیر حضرت سلیمان(ع) درآورد، حضرت جبرئیل ندا زد:
ای أجنّه و شیاطین، به اذن خداوند متعال در خدمت حضرت سلیمان(ع) باشید.
اجنه و شیاطین از بیابانها و کوهها و سوراخها و درّهها و دژها بیرون آمدند، در حالی که همگی میگفتند: لبّیک لبّیک.
ملائکه آنها را همانند گله گوسفند حرکت دادند تا با حالتی ذلیلانه نزد حضرت سلیمان آوردند.
در آن موقع أجنه، چهارصد و بیست گروه بودند.
حضرت سلیمان به آنها نگاه کرد، دید دارای خلقتها و شکلهای عجیبی هستند؛ با رنگهای سفید، سیاه، زرد، قرمز، و أبلق(سیاه و سفید). برخی از آنها به صورت اسب، برخی به صورت قاطر و برخی به صورت درندگان هستند. و دارای دُم و خرطوم و سُم و شاخ هستند.
حضرت سلیمان(ع) پس از مشاهده آنها، در مقابل خداوند متعال سر بر سجده گذاشت و عرضه داشت:
خدایا یک قدرت و هیبت و توانی به من عنایت کن، که بتوانم به اینها نگاه کنم.
پس جبرئیل نازل شد و فرمود: خداوند متعال به تو توان و نیرو عنایت کرد، از جایت برخیز. وقتی بلند شد، دید خاتم و انگشتری در دست اوست. در این هنگام تمام اجنه و شیاطین به سجده افتادند، سپس سر بلند کردند و گفتند ای پسر داود، ما در خدمت تو و گوش به فرمان توایم.
حضرت سلیمان از آنها سؤالاتی در مورد دین و قبیله وفرقه و محل سکونت و خوراک آنها پرسید. آنها هم جواب دادند.
آنگاه به آنها فرمود: چرا با اینکه پدر همه شما یکی بوده که همان «جانّ» است، اینقدر شکل و ظاهر شما متفاوت است؟
گفتند: اختلاف شکل و ظاهر ما، بستگی به این دارد که چقدر مطیع ابلیس باشیم یا با او مخالفت کنیم، و اینکه چقدر با او همراه باشیم، و نیز اختلاف شکلهای ما بخاطر همخوابگی با فرزندان ابلیس است.